X
تبلیغات
شركت صداقت نقش جهان بافندگی رمضانی

شركت صداقت نقش جهان بافندگی رمضانی

مشاوره شغلی

با توجه به احساس نیاز به مشاوره شغلی و سرمایه گذاری در زمینه احداث خط ریسندگی الیاف کوتاه از دوستان که در این زمینه تجربه لازم را دارند خواهشمند است تجربه خود را در اختیار ما قرار دهند.
+ نوشته شده در ۲۹ خرداد ۱۳۹۳ساعت ۱۰:۵۵ توسط هادی رمضانی دسته : نظر(1)

فروش پارچه

تولید و عرضه انواع پارچه اعم از:

پارچه تترون اعلا در عرض های مختلف در رنگ های متنوع

پارچه تترون زیر جامه ای

پارچه تترون اعلا براق

پارچه داکرون

پارچه تترون احرامی

پارچه کجراه در انواع رنگ

پارچه ترگال ساده در رنگ های متنوع

پارچه چادر نمازی انواع طرح و عرض های متفاوت

پارچه آستری پرده ای عرض 3 متر

کمترین قیمت و بالاترین کیفیت را از ما بخواهید.

آماده همکاری با تمام بیمارستانها ، ارگان ها و شرکت های معتبر

ارسال به تمام نقاط کشور در سریعترین زمان

ما پاسخگوی نیازهای شما هستیم.

رمضانی

همراه:09133331772     تلفکس کارخانه:03312441149    
+ نوشته شده در ۵ دی ۱۳۹۱ساعت ۱۰:۴۹ توسط هادی رمضانی دسته : نظر(0)

اعتبار اسنادی : (L/C) Letter of Credit

اعتبار اسنادی ، قراردادی است که از مقررات متحدالشکل اعتبارات اسنادی مندرج در نشریه UCP500 اتاق بازرگانی بین المللی تبعیت میکندو به موجب آن بانک محل خریدار یا وارد کننده کالا کبه آن بانک عامل یا بانک گشایش کننده اعتبار میگویند، بنا به درخواست و دستور خریداربانک دیگری را در خارج کشوربه نام بانک کارگزار یا بانک پرداخت کننده اعتبار مجاز میداردکه اگر فروشنده در مدت اعتباراسنادحمل کالای سفارشی را به بانک تحویل داد، مبلغ مور معامله را طبق قرارداد منعقده، به ذینفع در خارج کشور پرداختو سپس سناد مزبور رابه بانک محل خریدار کالاجهت واگذاری به خریدارارسال کند .

مزایای اعتبارات اسنادی :
-1
اطمینان فروشنده از اینکه پس از ارایه اسناد حمل وجه اعتبار را مطابق شرایط اعتبار از بانک کارگزار یا تایید کننده دریافت میکند
.
۲- امکان کنترل تاریخ حمل و تحویل نهایی کالا
.
۳- تحصیل اسناد حمل مطابق با مفاد موافقت اولیه تحت شرایط قرارداد میان طرفین
۵- اطمینان از اینکه پرداخت وجه اعتبار به فروشنده فقط بعد از انتقال و فک مالکیت کالا از وی صورتمیگیرد
.
6- امکان کسب تسهیلات بیشتر برای فروشنده در مقابل اعتبار گشایش یافته برای تهیه کالای سفارش شده
7- تعهد بانک برای پرداخت بها در معاملات بجای فرد فروشنده
.

انواع اعتبارات اسنادی L/C

در مورد اعتبارات اسنادی از جهات مختلف، تقسیماتی وجود دارد که مهمترین آنها به شرح زیر میباشد:
در رابطه با اعتبارات اسنادی در ایران باید خاطر نشان کرد که به دلیل محدودیتهای وضع شده توسط بانک مرکزی انواعی از این اعتبارات غیر قابل استفاده در ایران میباشد ویا احتیاج به مجوز بانک مرکزی دارد.

۱- اعتبار اسنادی وارداتی یا صادراتی:
به اعتباری که خریدار برای واردات به کشور خود گشایش می کند اعتبار وارداتی و این اعتبار از لحاظ فروشنده کالا که در کشور دیگر قرار دارد اعتبار صادراتی میباشد.

۲- اعتبارات اسنادی قابل برگشت : Revocable L/C
در این نوع اعتبار ، خریدار و یا بانک گشایش کننده اعتبار میتواند بدون اطلاع ذینفع ، هرگونه تغییر یا اصلاحی در شرایط اعتبار بوجود آورد(بدون اجازه فروشنده).واضح است از این نوع اعتبار استفاده چندانی نمیشود زیرا فروشنده اطمینان لازم را نسبت به پایدار ماندن اعتبار و انجام تعهدات خریدار ندارد
.
با کمال تعجب اگر خریدار ایرانی بخواهد اعتبار قابل برگشت گشایش نماید سیستم بانکی از وی مجوز خاص بانک مرکزی را مطالبه مینماید در حالیکه اعتبار غیر قابل برگشت احتیاجی به مجوز ندارد
.

۳- اعتبار اسنادی غیر قابل برگشت :Irrevocable L/C
در اعتبار اسنادی غیر قابل برگشت هرگونه تغییر شرایط اعتبار از جانب خریدار یا بانک گشایش کننده اعتبار موکول به موافقت و رضایت فروشنده بوده
. فروشندگان معمولا از این گونه اعتبار استقبال بیشتری میکنند .
براساس آخرین مقررات اتاق بازرگانی بین الملل در صورت عدم تصریح و سکوت در اعتبار اسنادی مبنی بر قابل برگشت یا غیر قابل برگشت بودن آن ، اعتبار غیر قابل برگشت خواهد بود
.

۴ - اعتبار اسنادی تایید شده : Confirmed L/C
اعتباری است که خریدار ملزم میشود تا اعتبار صادره از سوی بانک خود را به تایید هر بانک معتبر دیگرکه مورد نظر فروشنده است، برساند .این نوع اعتبار اسنادی حاکی از اطمینان نداشتن به حیثیت اعتباری بانک صادر کننده و یا وضعیت متزلزل سیاسی یا اقتصادی کشور خریدار است
.
هم اکنون بسیاری از فروشندگان خارجی تقاضای اعتبارات تایید شده از خریداران ایرانی میکنند که این مسئله به دو دلیل میباشد اولا وضعیت سیاسی و اقتصادی متزلزل ثانیا در سالهای پس از جنگ ایران و عراق بدلیل کمبود ارز در سیستم بانکی کشور ، بانک مرکزی خریداران را به به گشایش اعتبارات یوزانس (نسیه) ترغیب کرد در حالیکه بانک مرکزی در زمان سررسید اعتبارات توانایی پرداخت مبلغ اعتبار را نداشت که باعث تاخیرهای بلند مدت در پرداخت مبلغ اعتبارات به فروشندگان شد که باعث بی اعتمادی فروشندگان به بانکهای ایرانی شد
.

۵- اعتبار اسنادی تایید نشده :Unconfirmed L/C
این نوع اعتبار در شرایط متعارف و بدون نیاز به تایید بانک دیگری گشایش می یابد. اگر در شرایط اعتبار کلمه
Confirmed ذکر نشود آن اعتبار تایید نشده تلقی میشود

-۶ اعتبار اسنادی قابل انتقال :Tranferable L/C
به اعتباری گفته میشود که طبق آن، ذینفع اصلی حق دارد همه یا بخشی از اعتبار گشایش شده را به شخص یا اشخاص انتقال دهد. در واقع این نوع اعتبار یک امتیاز برای فروشنده محسوب میشود

۷- اعتبار اسنادی غیر قابل انتقال : Untransferable L/C
به اعتباری گفته میشود که ذینفع حق واگذاری کل یا بخشی از آن را به دیگری ندارد. در تجارت بین الملل عرف بر غیر قابل انتقال بودن اعتبار است و همچنین در ایران برای گشایش اعتبار قابل انتقال نیاز به مجوز بانک مرکزی میباشد
.

۸- اعتبار اسنادی نسیه یا مدت دار (یوزانس (Usance
اعتباری است که وجه اعتبار بلافاصله پس ز اایه اسناد از سوی ذینفع ، پرداخت نمیشود بلکه پرداخت وجه آن، بعد از مدت تعیین شده صورت میگیرد.در واقع فروشنده به خریدار مهلت میدهد که بهای کالا را پس از دریافت و فروش آن بپردازد
. معامله یوزانس معمولا در کشورهایی انجام میگیرد که کمبود ارز دارند .

۹- اعتبار اسنادی دیداری : At Sight L/C (این نوع اعبار اسنادی بیشتر در ایران انجام می گیرد)

اعتباری است که طبق آن بانک ابلاغ کننده پس از رویت اسناد حمل ارایه شده از طرف ذینفع (فروشنده)، در صورت رعایت تمامی شریط اعتبار از سوی وی ، بلافاصله وجه آن را پرداخت میکند .

۱۰- اعتبار اسنادی پشت به پشت ( (Back to Back L/C
این نوع اعتبار اسنادی متشکل از دو اعتبار جدا از هم است. اعتبار اول به نفع ذینفع گشایش می یابد که خود به هر دلیلی قادر به تهیه و ارسال کالا نیست. به همین جهت با اتکا بر اعتباری که به نفع وی گشایش یافته است اعتبار دیگری برای فروشنده دوم (ذینفع دوم) که میتواند کالا را تهیه و ارسال کند ، از طرف ذینفع اول گشایش می یابد
.

۱۱- اعتبار اسنادی ماده قرمز : Red Clause L/C
در این نوع اعتبار فروشنده میتواند قبل از ارسال کالا، وجوهی را بصورت پیش پرداخت از بانک ابلاغ کننده یا تایید کننده دریافت کند
.
علت این نام گذاری آن است که اولین بار که این اعتبار گشایش یافت بانک بازکننده اعتبار برای جلب توجه بانک ابلاغ کننده شرایط اعتبار را که به مقداری از وجه اعتبار را به عنوان پیش پرداخت به ذینفع پرداخت میکند را با جوهر قرمز نوشت که از آن به بعد به اعتبار ماده قرمز معروف شد
.

۱۲- اعتبار اسنادی گردان : Revolving L/C
اعتباری است که پس از هر بار استفاده ذینفع از اعتبار، همان مبلغ اسناد تا سطح اعتبار اولیه افزایش می یابد در واقع بدون احتیاج به افتتاح یا اصلاح اعتبار جدید ، اعتبار موجود خود به خود تجدید میشود
+ نوشته شده در ۲ دی ۱۳۹۱ساعت ۱۸:۲۰ توسط هادی رمضانی دسته : نظر(0)

نخ چیست؟

نخ بر دو نوع است. ۱ـ ریسیده شده ۲ـ ریسیده نشده
1ـ نخهای ریسده شده عبارت از مقداری الیاف که مقداری معین ریسیده شده باشد. مقدار معین الیاف بر اساس نمره نخ قبلی می شود. مقدار تاب هم بستگی به دستور تهیه دارد. کم تاب یا پر تاب
۱ـ وزن در متر 2ـ تاب در متر
چون معمولا وزن نخ در محاسبات ثابت می باشد و روی یک گرم محاسبه می شود لذا متر در گرم را نمره نخ می نامند.
مثال: در محاسبات متر یک اگر بیست متر نخ پنبه یک گرم وزن داشته باشد نخ نمره (۲۰) می نامند.
و محاسبات نخ پنبه و امثال آن بر دو صورت حساب می شود.
۱ـ متریک : یعنی واحد طول بین المللی
۲ـ انگلیسی : یعنی واحدطول انگلیسی

توضیح: یارد 44/91 سانت می باشد و پوند۶/۴۵۳ گرم می باشد.
سئوال: چرا وزن ثابت و متر متغیر است؟
جواب : پاسخ را با ذکر مثال روشن می کنیم. شما اگر یک متر کش را وزن کنید (دقیقا یک متر باشد) وزن آن را یاداشت کنید سپس سر آن را به یک عدد میخ گره کرده و آن را به روی میز بکوبید بعداً کش را به طرف خودتان بکشید می بینید که کشیده می شود در حالی که وزن آن همان وزن اولیه می باشد ولی هرچه بکشید طول آن زیاد می شود و از قطر آن کم می شود. در محاسبات نخ هم همینطور. هرچه نخ باربکتر باشد متر آن زیادتر میشود ولی وزن ثابت است برای دقیق بودن کار وزن یک گرم را انتخاب کرده اند. بنابر این نتیجه می گیریم که چون با کشیدگی و باریک شدن طول تغییر میکند ولی وزن همان است لذا متر را متغیر و وزن را ثابت حساب کرده اند. البته برای نخ یک لا.
خلاصه برای یک متر نخ پنبه که یک گرم وزن داشته باشد نمره یک می باشد. اگر ده متر بود و یک گرم وزن داشت نمره ۱۰ میباشد.
یعنی نه مرتبه باریکتر شده است از نظر قطر و نه متر اضافه شده از نظر طول در حالیکه وزن همان یک گرم می باشد حالا اگر یک متریک گرم را ۵۰ مرتبه بکشید می بینیم طول ان ۵۰مترشدو قطر هم باریکترشد ولی وزن همان یک گرم می ماند که به آن نخ نمره ۵۰ می گویند: این بود خلاصه از محاسبه نخ یک لا متر یک در حد معین نمره نخ
( و اما واحد انگلیسی) : در محاسبات انگلیسی به هر نخی که پنبه و امثال آن باشد که ۸۴۰ پارد (یک هایک) ان ۶/۴۵۳ گرم (یک پوند) وزن داشته باشد نخ نمره یک انگلیسی می نامند ( توجه شود در متریک به هر نخی که از جنس پنبه و امثال آن باشد و یک متر یک گرم بود نمره یک می نامند ولی حالا به هر نخی که ۸۴۰یارد آن ۶/۴۵۳ گرم وزن داشته باشد نمره یک می گویند. در واحد انگلیسی نیز وزن ثابت ولی طول متغییر است
سئوال: نخ نمره ۳۰ انگلیسی یعنی چه؟
جواب: نخ نمره ۳۰انگلیسی یعنی ۳۰ تا ۸۴۰ بارد آن ۶/۴۵۳ گرم وزن دارد با این طریق 25200=840× 30 پس ۲۵۲۰۰ یارد آن ۳۰ برابر شده و قطر نخ هم ۳۰ مرتبه باریک تر شده ولی وزن همان ۶/۴۵۳ گرم یک پوند می باشد.
سئوال : آیا می توان نمره نخ انگلیسی را تبدیل به متریک و یا بالعکس حساب کرد؟
جواب: بله
ما نخ نمره ۲۰ انگلیسی داریم نمره چند متریک می شود.
گفتیم که نمره انگلیسی ۲۰ است یعنی ۲۰تا۸۴۰ یارد آن ۶/۴۵۳ گرم است اینطور حساب می کنیم ۱۶۸۰۰=۸۴۰×20 حاصل ضرب می شود۱۶۸۰۰ یارد یعنی ۱۶۸۰۰ یارد آن ۶/۴۵۳ گرم حالا تبدیل به سانت می کنیم.
گفتیم که یک یارد مساوی با ۴۴/۹۱ سانت می باشد این … تبدیل می کنیم ۱۵۳۶۱۹۲=۴۴/۹۱×16800
1536192 سانت در یک پوند شد حالا مقدار سانتیمتر را تقسیم بر یک پوند می کنیم ۶/۴۵۳ .متریک ۸/۳۳=۶/۴۵۳ ÷ 1536192
ملاحظه شد بدین طریق نخ نمره ۲۰ انگلیسی مساوی۸/۳۳ متریک می باشد.
سئوال: آیا راه دیگری می باشد؟ جواب : بله
گفتیم که هر نخ انگلیسی که از جنس پنبه یا ویسکوز و امثال آن باشد 840یارد آن ۶/۴۵۳ گرم وزن داشته باشد نمریک می نامند حالا همان ۸۴۰ یارد را در ۴۴/۹۱ ضرب می کنیم سانتیمتر در یک پوند 6/76809=44/91×840
سانتیمتر در گرم 3/169=6/453 ÷6/76809
سانتیمتر در گرم 69/1= 100÷ 3/169
و حالا هر وقت بخواهیم متریک را تبدیل به انگلیسی کنیم کافی است نمره متریک را تقسیم بر۶۹/۱ کنیم و یا اگر بخواهیم نمره انگلیسی را تبدیل به نمره متریک کنیم ضربدر ۶۹/۱ کنیم.
مثال: نخ نمره ۲۰ انگلیسی چند متریک می شود با این حساب نمره نخ متریک 8/33=69/1×20
مثال:نخ نمره۴۰ متریک چندانگلیسی میشود
6/23= 69/1÷ 40
راه دیگری برای تبدیل متریک به انگلیسی :
مثال : نمره نخ ۴۰ متریک یک گرم حالا ضریدر ۱۰۰ سانت (یکمتر) می کنیم تا سانتیمتر بدست آید
چهار هزار سانتیمتر در یک گرم 4000=100×40
حالا ۴۰۰۰ سانتیمتر را تقسیم بر ۴۴/۹۱ سانتیمتر می کنیم تا یارد بدست آید
یارد در گرم 74/43 =44/91÷ 4000
حالا یارد در گرم را ضربدر ۶/۷۵۳ می کنیم می شود یارد در پوند .
یارد در پوند 5/19842 =6/453×74/43
حالا یارد در پوند را تقسیم بر ۸۴۰ یارد میکنیم نمره نخ انگلیسی می شود.
نمره انگلیسی 6/23 =840÷ 5/19842
که نمره ۲۴ هم گفته می شود. (گرد شده) معمولا اعداد را گرد می کنیم . منظور گرد ساده.
این بود خلاصه ای از محاسبه متریک و انگلیسی روی نخهای پنبه ای و ویسکوز و امثال و حالا بررسی پیرامون پوند و کیلو .
پوند واحد وزن انگلیسی می باشد که مقدار آن بر حسب گرم ۶/۴۵۳ می باشد و توجه داریم که در واحد وزن بین المللی کیلو جایگزین پوند می باشد و یک کیلو ۱۰۰۰ گرم می باشد. اگر ما بخواهیم محاسبات را بطور ساده انجام بدهیم بایستی عدد ثابتی بدست بیاوریم تا بتوان با یک عمل ضرب یا تقسیم عمل تبدیل انجام گیرد.
مثلا ۱۰ پوند چند کیلو است؟ و یا بیست کیلو چند پوند است. برای بدست آوردن این عدد ثابت توجه کنیم
گفتیم که یک کیلو ۱۰۰۰ گرم می باشد و یک پوند ۶/۴۵۳ گرم می باشد بنابر این 2048/2=6/453÷ 1000
یعنی یک کیلو ۲/۲ برابر پوند می باشد که برای تبدیل هریک ار آنها به روش بالا عمل می کنیم
مثال : ۵۰ کیلو چند پوند است؟
یکصد و ده پوند 23/110 = 6/453÷5000=1000×50
از راه عدد ثابت حساب می کنیم ۱۱۰ = ۲/۲×50 ملاحظه شد که از هر راه با کمی اختلاف یکصد و ده پوند شد
لازم به یاد آوری می باشد که برای محاسبات خیلی دقیق به جای ۲/۲ عدد ۲۰۵/۲ حساب می شود.

+ نوشته شده در ۲ دی ۱۳۹۱ساعت ۱۸:۲۰ توسط هادی رمضانی دسته : نظر(0)

انواع پارچه

چیت (= پارچهٔ پنبه‌ای و نقش داری که بیشتر مزین به نقش گل‌های کوچک و بزرگ بود)

چلوار (= پارچهٔ پنبه‌ای سفید و آهار دار و بسیار پر مصرفی که از آن پیراهن و زیرجامه و ملحفه و روبالشی تهیه می‌کردند)

کرباس (= کرباس یا کرپاس، پارچهٔ پنبه‌ای سفید و درشت بافت که غالباً زنان و مردان روستایی از آن جامه می‌ساختند و برای کفن نیز به کار می‌رفت)

متقال (= پارچهٔ پنبه‌ای سفید شبیه به کرباس اما از آن لطیف تر) *کتان (= پارچه‌ای که از الیاف ساقهٔ کتان ساخته می‌شود. کتان گیاه علفی یکساله‌ای است دارای برگ‌های سبز مات و ساقهٔ متشکل از الیاف نرم و بلند. از این الیاف نخ کتانی هم به دست می‌آورند)

مخمل (= پارچه‌ای نخی یا ابریشمی که یک روی آن صاف و روی دیگر دارای پرزهای لطیف و نزدیک به هم و به یک سو خوابیده‌است)

حریر (= پارچهٔ ابریشمی نازک) وال، تور، فاستونی

ململ (= نوعی پارچهٔ نخی لطیف و نازک و سفید)

ماهوت (= پارچه‌ای ضخیم تمام پشم، نرم، کمی براق، با سطح پرز دار)

کریشه (پارچهٔ سبک نخی دارای گل‌های برجسته)

کلوکه (= پارچهٔ نخی که بیشتر برای چادر مشکی بکار می‌رفت)

کرپدوشین (= یا کربدوشین پارچه‌ای از خانوادهٔ کرپ که از ابریشم خام بافته می‌شد)

آغبانو (= پارچه‌ای نازک و پنبه‌ای که بیشتر برای چارقد و چادر به مصرف می‌رسید)

گاواردین (= نوعی پارچهٔ معتبر و مرغوب انگلیسی که بیشتر به مصرف کت و شلوار مردانه می‌رسد)

دبیت (= پارچه‌ای نخی که بیشتر آستر لباس و رویهٔ لحاف می‌شد و نوع علی اکبری آن از همه مرغوب تر بود.حاج علی اکبر شخصی بود که دبیت را به کارخانه‌های دبیت بافی لندن سفارش می‌داد)

مخمل‌های کاشان

زربفت‌های یزد (= زربفت‌هایی که به دست زنان زردشتی یزد بافته می‌شد) *بورسا (= بروسا یکی از بنادر معروف ترکیه‌است که محصولات ابریشمی آن شهرت جهانی داشت)

شال‌های کشمیر (= این شال‌ها را به تقلید از شال‌های کشمیر با پشم شتر در کرمان می‌بافتند)

پارچه‌های زری دوزی شدهٔ اصفهان

قدک نخی قزوین

عبای لار.

 

+ نوشته شده در ۲ دی ۱۳۹۱ساعت ۱۸:۲۰ توسط هادی رمضانی دسته : نظر(0)

خرید خارجی از شروع تا خاتمه

۱- درخواست خرید: که یا از طرف واحد مهندسی یک شرکت به واحد بازرگانی ابلاغ می شود یا یک بازرگان مستقلا به امر واردات اقدام می کند.

۲- منبع یابی: با توجه به نوع کالایی که می خواهیم وارد کنیم باید بدنبال فروشندگان و یا تولیدکنندگان آن محصول در خارج از کشور بگردیم که از روشهای مختلفی صورت می گیرد ۱- بررسی خریدهای قبلی و مشابه خودمان یا شرکت های همکار ۲- از طریق جستجو در اینترنت ۳- استعلام از اتاقهای بازرگانی

۳- ارسال سفارش خرید/ استعلام: معمولا به صورت کتبی از فروشنده استعلام می گردد که ممکن است استعلام مستقیم باشد و یا مناقصه برگزار شود. که در این استعلام نوع – تعداد – نحوه حمل و سایر موارد بازرگانی مورد درخواست از فروشنده ذکر می گردد.

۴- دریافت پیش فاکتور: پس از دریافت پیش فاکتور از فروشنده موارد بازرگانی- قیمت و موارد فنی بررسی و تائید میگردد (در صورت نیاز به اخذ تائیدیه از کارشناس فنی).

۵- تائید فنی: در صورت نیاز به تائید فنی مشخصات محصول باید از طرف کارشناس مربوطه تائید شود.

۶- تامین وجه: درصورتی که خرید دیداری (نقدی) است کل مبلغ مذکور جهت واریز به حساب فروشنده توسط واحد مالی تامین می‌شود و در صورتی که خرید از طریق اعتبار اسنادی است مبلغ به اندازه مبلغ پیش پرداخت تامین می‌گردد. (معمولا ۱۰ درصد می‌باشد) و مابقی مبلغ باید تا قبل از تاریخ معامله اسناد به بانک پرداخت گردد.

۷- عملیات ثبت سفارش بازرگانی: کالا باید جهت ورود به کشور مجوز ورود داشته باشد که این مجوز با ممهور شدن فرم های پر شده ثبت سفارش و دریافت کد ۸ رقمی صورت می‌پذیرد.

۸- عقد قرارداد بیمه نامه حمل: با توجه به اینکه در کلیه ترم های خرید اینکوترمز عقد قرارداد بیمه حمل و هزینه آن با خریدار است و همچنین بیمه نامه یکی از الزامات درخواستی برای گشایش اعتبار اسنادی است. لذا خریدار باید از یکی از شرکت های بیمه ایرانی بیمه نامه حمل کالای خود را دریافت کند.

۹- عملیات بانکی: با توجه به نوع پرداخت خریدار با مراجعه به بانک درخواست کتبی پرداخت مستقیم به فروشنده و یا درخواست گشایش اعتبار می نماید.

۱۰- عقد قرارداد حمل و بازرسی: با توجه به ترم تحویل کالا و نیاز به بازرسی٬ خریدار همزمان با عملیات بانکی از شرکت های حمل و بازرسی استعلام قیمت کرده و پیرو آن اقدام به عقد قرارداد می نماید.

۱۱- سفارش ساخت/ارسال: بعد از دریافت سوئیفت از بانک مبنی بر ارسال وجه به فروشنده٬ خریدار سوئیفت مربوطه را همراه با درخواست ساخت یا ارسال (کتبی) به فروشنده ارسال می کند.

۱۲- ساخت و ارسال: فروشنده می تواند تا دریافت ابلاغیه از بانک منتظر بماند ولی معمولا روی حسن نیت شروع به ساخت یا ارسال می نماید. و کالا را در محل مذکور تحویل به شرکت حمل می دهد.

۱۳- تحویل اسناد حمل: فروشنده بعد از دریافت بارنامه صادر شده توسط شرکت حمل همراه با سایر اسناد حمل به بانک خود مراجعه و مبلغ درخواستی در اعتبار را درخواست می نماید. و بانک در صورت عدم مغایرت اسناد با متن اعتبار اسنادی موظف به پرداخت می باشد.

۱۴- نظارت برحمل: فروشنده بعد از دریافت بارنامه کپی بارنامه را به خریدار ارسال میکند تا خریدار ضمن اطلاع بر نحوه حمل و زمان آن نظارت می کند.

۱۵- تحویل کالا به گمرک: حمل کننده کالا را به گمرک تحویل می دهد و از گمرک قبض انبار دریافت می کند قبض انبار در دست حمل کننده باقی می ماند تا خریدار هزینه حمل را به شرکت حمل بپردازد. همچنین گمرک اعلامیه ای مبنی بر ورود کالا به آدرس خریدار ارسال می کند.

۱۶- ترخیص از گمرک: علاوه بر قبض انبار گمرک خریدار جهت ترخیص کالا از گمرک نیاز به مدارک حمل دارد که برای گرفتن مدارک حمل به بانک مراجعه کرده و مدارک را در قبال تسویه کل مبلغ اعتبار و کارمزد مربوطه دریافت می کند.

+ نوشته شده در ۲ دی ۱۳۹۱ساعت ۱۸:۰۹ توسط هادی رمضانی دسته : نظر(0)

فروش پارچه

تولید و عرضه انواع پارچه اعم از:

پارچه تترون اعلا در عرض های مختلف در رنگ های متنوع

پارچه تترون زیر جامه ای

پارچه تترون اعلا براق

پارچه داکرون

پارچه تترون احرامی

پارچه کجراه در انواع رنگ

پارچه ترگال ساده در رنگ های متنوع

پارچه چادر نمازی انواع طرح و عرض های متفاوت

پارچه آستری پرده ای عرض 3 متر

کمترین قیمت و بالاترین کیفیت را از ما بخواهید.

آماده همکاری با تمام بیمارستانها ، ارگان ها و شرکت های معتبر

ارسال به تمام نقاط کشور در سریعترین زمان

ما پاسخگوی نیازهای شما هستیم.

رمضانی

همراه:09133331772     تلفکس کارخانه:03312441149    

+ نوشته شده در ۲ دی ۱۳۹۱ساعت ۱۷:۵۴ توسط هادی رمضانی دسته : نظر(0)

نساجی چیست و چه کاربردی دارد؟

بشر در ابتدا برای تهیه لباس و پوشاک و محافظت از خود در مقابل سرما و‎ ‎گرما صنعت نساجی را به وجود آورد. سپس زیرانداز و روانداز خود را به یاری این صنعت‎ ‎تهیه کرد و امروزه نه تنها انواع پوشاک و فرش و موکت را به یاری صنعت نساجی تهیه‎ ‎می‌کند بلکه برای ساخت ترمز ماشین،‌ شریانهای مصنوعی، جاده‌ها، هواپیما‌ها و‎ ‎سایت‌های فضایی به منسوجات نیاز است.برای مثال بیش از 50% قلب مصنوعی از الیاف‎ ‎نساجی درست شده است.
 
ماشین پارچه بافی مربوط به سال 1862
 
همچنین بیش از 75% استحکام تایرها از منسوجات است و در‎ ‎جاده‌سازی نیز قبل از این که آسفالت ریخته شود،‌ منسوجات ویژه‌ای را روی سطح جاده‎ ‎می‌خوابانند که عمر جاده‌ها را افزایش می‌دهد. به همین دلیل امروزه نمی‌توان همچون‎ ‎گذشته صنعت نساجی را به روش استاد و شاگردی از نسلی به نسل دیگر انتقال داد. چرا که‎ ‎نساجی در حال حاضر صنعتی بسیار گسترده و پیچیده است که اداره آن نیاز به تخصص و‎ ‎تحصیلات دانشگاهی دارد، تخصصی که در رشته مهندسی نساجی می‌توان به آن دست یافت‎. ‎این‌ صنعت‌ شامل‌ بخش‌های‌ مختلفی‌ می‌شود که‌ از آن‌ جمله‌ می‌توان‌ به‌‏‎ ‎کارخانه‌های‌ ریسندگی‌ (تولید نخ‌های‌ مختلف‌)، بافندگی‌ (تولید انواع‌ پارچه‌‏‎)‎،‎ ‎تولید فرش‌ ماشینی‌ و موکت‌ و همچنین‌ کارخانه‌های‌ تکمیل‌کننده‌ این‌ کالاها مثل‌‏‎ ‎رنگرزی‌، چاپ‌ و کارخانه‌های‌ تولید الیاف‌ مصنوعی‌ مثل‌ نایلون‌ و پلی‌پروپیلن‌‏‎ ‎اشاره‌ کرد. مهندسی‌ نساجی‌ رشته‌ای‌ است‌ که‌ دانش‌ و توانایی‌ لازم‌ را برای‌‏‎ ‎اداره‌ بخش‌های‌ مختلف‌ این‌ صنعت‌ به‌ دانشجویان‌ می‌دهد. این‌ رشته‌ دارای‌ سه‎ ‎گرایش‌ "تکنولوژی‌ نساجی‌" و "شیمی‌ نساجی‌ و علوم‌ الیاف‌" و "پوشاک‎" ‎است‌‏‎.‎
 
 
گرایش‌ تکنولوژی‌ نساجی‎:
‎‏‌دانشجوی‌ تکنولوژی‌ نساجی‌ نحوه‌ تولید نخ‌،‎ ‎پارچه‌، قالی‌ و موکت‌ را مطالعه‌ کرده‌ و آموزش‌ می‌بیند و تا حدودی‌ با طراحی‌‏‎ ‎ماشین‌آلات‌ نساجی‌ و قطعات‌ مختلف‌ آنها آشنا می‌گردد. همچنین با شیوه‌های‌‏‎ ‎ریسندگی‌ نخ‌ها، مقدمات‌ بافندگی‌ و بافندگی‌ آشنا می‌شود و برای‌ شناخت‌‏‎ ‎دستگاه‌های‌ نساجی‌ دروسی‌ درارتباط‌ با علم‌ مکانیک‌ می‌گذراند‎.‎
درس‌های‌ این‌‏‎ ‎رشته‌ در طول‌ تحصیل‌‏‎ :
‎دروس‌ مشترک‌ در‌ گرایش‌های‌ مختلف‌ مهندسی‌‏‎ ‎نساجی‌‏‎:
‎ریاضی‌ عمومی‌، فیزیک‌ عمومی‌، شیمی‌ عمومی‌، برنامه‌نویسی‌ کامپیوتر،‎ ‎معادلات‌ دیفرانسیل‌، آمار و احتمالات‌ مهندسی‌، محاسبات عددی‎.

‎دروس‌ تخصصی‌‏‎ ‎گرایش‌ تکنولوژی‌ نساجی‌‏‎:
‎کارگاه‌ جوشکاری‌، اصول‌ ساختمانی‌ مواد پلیمری‌،‎ ‎استاتیک‌، نقشه‌کشی‌ صنعتی‌، ترمودینامیک‌ عمومی‌، کارگاه‌ ماشین‌ابزار، علوم‌‏‎ ‎الیاف‌، مقاومت‌ مصالح‌، دینامیک‌ عمومی‌، کارگاه‌ ریخته‌گری‌، فیزیک‌ الیاف‌،‎ ‎بافندگی‌ حلقوی‌، ریسندگی‌، طراحی‌ماشین‌ ، مبانی‌ مهندسی‌ برق‌، کفپوش‌های‌‏‎ ‎ماشینی‌، مقدمات‌ بافندگی‌، ریسندگی‌ نخ‌های‌ یکسره‌، تکنیک‌ بافت‌ پارچه‌،‎ ‎ریسندگی‌ الیاف‌ بلند، کارگاه‌ ریسندگی‌ الیاف‌ بلند، ریسندگی‌ مدرن‌، کنترل‌‏‎ ‎کیفیت‌ آماری‌، تجزیه‌ فنی‌ بافت‌ پارچه‌، طرح‌ و محاسبه‌ کارخانه‌، رنگرزی‌، چاپ‌‏‎ ‎و تکمیل‌، (بسیاری‌ از درس‌های‌ این‌ رشته‌ همراه‌ با آزمایشگاه‌ است‌‏‎)
گرایش‌‏‎ ‎شیمی‌ نساجی‌ و علوم‌ الیاف‌‏‎:
‎دانشجوی‌ گرایش‌ شیمی‌ نساجی‌ و علوم‌ الیاف‌ در‎ ‎زمینه‌ تولید الیاف‌، خواص‌ الیاف‌، مواد رنگزا، خصوصیات‌ مواد رنگزا و نحوه‌‏‎ ‎تکمیل‌ مواد نساجی‌ مطالعه‌ می‌کند. به‌ عبارت‌ دیگر با طرز تهیه‌ الیاف‌ و نحوه‌‏‎ ‎کاربرد مواد شیمیایی‌ در صنایع‌ نساجی‌ آشنا می‌گردد‎.‎
 
 
دروس‌ تخصصی‌ گرایش‌‏‎ ‎نساجی‌ و علوم‌ الیاف‌‏‎:
‎نقشه‌کشی‌ صنعتی‌ ، ترمودینامیک‌ کاربردی‌، استاتیک‌ و‎ ‎مقاومت‌ مصالح‌، شیمی‌ پلیمر، کارگاه‌ جوشکاری‌، شیمی‌ تجزیه‌، علوم‌ الیاف‌،‎ ‎مبانی‌ مهندسی‌ برق‌ ، کارگاه‌ ماشین‌ابزار، اصول‌ مهندسی‌ شیمی‌، مکانیک‌ سیالات‌،‎ ‎آزمایشگاه‌ شناسائی‌ الیاف‌ و مواد نساجی‌، کاربرد ریاضیات‌ در مهندسی‌ شیمی‌،‎ ‎تکمیل‌ کالای‌ نساجی‌، ساختمان‌ فیزیکی‌ الیاف‌، رنگرزی‌ الیاف‌ طبیعی‌، منسوجات‌‏‎ ‎بی‌بافت‌، اصول‌ شیمی‌ رنگ‌ و مواد واسطه‌، رنگرزی‌ الیاف‌ مصنوعی‌، شیمی‌ الیاف‌‏‎ ‎طبیعی‌، فیزیک‌ الیاف‌، مبانی‌ برق‌ و الکترونیک‌، اصول‌ تکنولوژی‌ رنگ‌،‎ ‎تکنیک‌های‌ رنگرزی‌ چاپ‌ و تکمیل‌، تکسچرایزینگ‌، تکنولوژی‌ تولید الیاف‌،‎ ‎آزمایشگاه‌ کنترل‌ کیفیت‌ کالای‌ تکمیل‌شده‌. (بسیاری‌ از درس‌های‌ این‌ رشته‌‏‎ ‎همراه‌ با آزمایشگاه‌ است‌‏‎)
 
 
گرایش‌ پوشاک‎ :
‎امروزه بخش پوشاک صنعت نساجی به‎ ‎سوی ایجاد واحدهای بزرگ صنعتی متمایل شده است، اما متأسفانه نیروی کار متخصص برای‎ ‎فعالیت در این واحدهای صنعتی وجود ندارد تا جایی که برخی از صنایع پوشاک،‎ ‎فارغ‌التحصیلان مهندسی نساجی ـ گرایش‌های تکنولوژی نساجی و شیمی نساجی و علوم الیاف‎ ‎یا فارغ‌التحصیلان طراحی لباس را استخدام می‌کنند و پس از برگزاری دوره‌های کوتاه‎ ‎مدت آنها را برای کار در صنایع پوشاک آماده می‌کنند. اما در عمل دیده می‌شود که‎ ‎همین افراد نیز پاسخگوی نیاز صنایع پوشاک نیستند.برای مثال، یک طراح لباس بیشتر در‎ ‎زمینه مدل و طرح لباس و سایز‌بندی آن آموزش دیده است؛ در حالی که در اِشل صنعتی،‎ ‎طراحی لباس، مرحله اول کار است و در مرحله دوم یک متخصص باید بتواند طراحی یک خط‎ ‎پوشاک را ارائه دهد.برای مثال، در یک واحد خیاطی، الگوی قطعات یک پیراهن مردانه را‎ ‎که در حدود 10 تا 15 عدد است، با شابلون در می‌آورند و بر روی پارچه برش می‌زنند و‏‎ ‎در نهایت قطعات را به هم وصل می‌کنند. اما در اشل صنعتی که در یک روز 1000 تا 2000‏‎ ‎دست لباس آماده می‌شود، نیاز به یک مهندس نساجی گرایش پوشاک است تا با طراحی خط‎ ‎تولید، نحوه دوخت و اتصال قطعات را تعیین نماید. در ضمن یک مهندس نساجی باید نحوه‎ ‎زمان‌بندی و طراحی خط تولید را به گونه‌ای انجام دهد که اگر برش و چرخ یک قطعه 20‏‎ ‎ثانیه طول می‌کشد و قطعه‌ای دیگر 3 دقیقه زمان می‌برد، دستگاهی که قطعه‌ای را در‏‎ ‎زمان کمتر تولید می‌کند، بیکار نماند. این مسأله زمانی اهمیت بیشتر پیدا می‌کند که‎ ‎بدانیم با توجه به طرح و مدل یک لباس، طراحی خط تولید فرق می‌کند. برای مثال، یک‎ ‎شلوار جین معمولی حدود 15 قطعه دارد، اما یک شلوار جین تزئینی امکان دارد 50 قطعه‏‎ ‎داشته باشد؛ قطعاتی که زمان دوخت آنها متفاوت است. در این میان، مهندس نساجی گرایش‎ ‎پوشاک حتی تعداد دستگاه‌های موجود برای دوخت هر قطعه را تعیین می‌کند تا کارخانه از‎ ‎هر دستگاه حداکثر استفاده را بکند.از سوی دیگر، مسأله لایه‌چینی را می‌توان مطرح‎ ‎کرد؛ چون در کارخانه برای صرفه‌جویی در وقت و هزینه، قطعات هر دست لباس را به صورت‎ ‎مجزا برش نمی‌دهند، بلکه برای هر قطعه 50 یا 70 لایه می‌چینند و سپس الگو را گذاشته‏‎ ‎و برش می‌دهند. حال مسأله اینجاست که لایه‌چینی باید با توجه به جنس پارچه انجام‎ ‎گیرد.برای مثال، در پارچه آستری یا ساتن نمی‌توان تعداد لایه‌ها را خیلی زیاد کرد؛‎ ‎چون لایه‌های پارچه روی هم لیز می‌خورند و نمی‌توان آنها را بخوبی برش‎ ‎داد‎.‎
 
 
توانایی‌های‌ لازم‌‏‎ :
‎دانشجوی‌ نساجی‌ برای‌ رسیدن‌ به‌ کارایی‌ لازم‌‏‎ ‎باید پایه‌ ریاضی‌ خوبی‌ داشته‌ باشد تا بتواند مشکلات‌ موجود را تجزیه‌ و تحلیل‌‏‎ ‎کرده‌ و محاسبات‌ لازم‌ را انجام‌ دهد. همچنین‌ لازم‌ است‌ که‌ به‌ کارهای‌‏‎ ‎مدیریتی‌ علاقه‌مند باشد چون‌ بیشتر فارغ‌التحصیلان‌ این‌ رشته‌ مسؤولیت‌ بخشی‌ از‎ ‎کارخانه‌های‌ نساجی‌ یا پوشاک مثل‌ سالن‌ تولید یا بخش‌ کنترل‌ کیفیت‌ را بر عهده‌‏‎ ‎دارند. در گرایش‌ تکنولوژی‌ نساجی‌ بحث‌ شناخت‌ قطعات‌ ماشین‌ و روش‌ ساخت‌ آنها‎ ‎مطرح‌ است‌. به‌ همین‌ دلیل‌ دانشجوی‌ این‌ رشته‌ باید در دروس‌ فیزیک‌ و مکانیک‌‏‎ ‎قوی‌ باشد. دانشجوی‌ گرایش‌ شیمی‌ نساجی‌ نیز باید در درس‌ شیمی‌ قوی‌ باشد.
گفتنی‎ ‎است که در کل فارغ‌التحصیل‌ این‌ رشته‌ باید توانایی‌ کار با نیروی‌ زیاد را داشته‌‏‎ ‎و به‌ کار با ماشین‌آلات‌ صنعتی‌ نیز علاقه‌مند باشد.محاسبات بالانس خط در خط تولید‎ ‎پوشاک مسأله مهم و پیچیده‌ای است؛ چون با توجه به نوع و مدل پوشاک باید تغییر و‎ ‎تحول زیادی در خط تولید پوشاک ایجاد نمود. از همین رو دانشجوی مهندسی نساجی گرایش‎ ‎پوشاک نسبت به سایر گرایش‌های این رشته باید از دانش مهندسی صنایع و دانش مدیریت‎ ‎بهتر و بیشتری برخوردار باشد‎.‎
 
 
موقعیت‌ شغلی‌ در ایران‎ :
‎صنعت‌ نساجی‌ بعد از‎ ‎نفت‌، بزرگترین‌ صنعت‌ کشور است‌. از سوی‌ دیگر باید توجه‌ داشت‌ که‌ صنعت‌ نساجی‌‏‎ ‎به‌ دلیل‌ تنوع‌ خود، بازار جذب‌ وسیعی‌ دارد. یک‌ مهندس‌ نساجی‌ می‌تواند در‎ ‎کارخانجات‌ نساجی‌ به‌ عنوان‌ مدیر عامل‌، رئیس‌ کارخانه‌، مدیر تولید (مسؤول‌‏‎ ‎سالن‌های‌ مختلف‌ ریسندگی‌ ، بافندگی‌، رنگرزی‌، چاپ‌ و تکمیل‌ زیر نظر این‌ مدیر‏‎ ‎کار می‌کنند)، مدیر بازرگانی‌ (مسؤول‌ بازاریابی‌، مسؤول‌ فروش‌ و مسؤول‌ تدارکات‌‏‎ ‎در این‌ بخش‌ فعالیت‌ دارند)، مدیر مهندسی‌ صنعتی‌ (مسؤولان‌ آزمایشگاه‌های‌ مختلف‌‏‎ ‎و کارشناسان‌ کنترل‌ کیفیت‌ بخش‌های‌ مختلف‌ در این‌ حیطه‌کاری‌ فعالیت‌ می‌کنند) و‎ ‎مشاور کارخانه‌ (مشاور در امور مختلف‌ مانند خرید خط‌ تولید، طراحی‌ خط‌ تولید،‎ ‎تولید جنس‌ جدید، رفع‌ اشکالات‌ پیش‌آمده‌ در خط‌ تولید، خرید ماشین‌آلات‌ و بررسی‌‏‎ ‎افزایش‌ انعطاف‌پذیری‌ آنها) فعالیت‌ کند یا با بخش‌ نساجی‌ مؤسسه‌ استاندارد،‎ ‎اداره‌ نساجی‌ و پوشاک‌ وزارت‌ صنایع‌، بخش‌ نساجی‌ وزارت‌ کار (برای‌ بررسی‌‏‎ ‎مسائل‌ کارگری‌، کم‌ کردن‌ ضایعات‌ و افزایش‌ تولید و بهره‌وری‌)، بخش‌ نساجی‌‏‎ ‎وزارت‌ دادگستری‌ (برای‌ تعیین‌ قیمت‌ کارخانجات‌ ورشکسته‌ و برآورد کردن‌ قیمت‌‏‎ ‎کالاهای‌ نساجی‌)، سازمان‌ پژوهش‌های‌ علمی‌ و صنعتی‌ و مراکز تحقیقاتی‌ مانند مرکز‎ ‎تحقیقات‌ جهاد کشاورزی‌ همکاری‌ نماید.
فارغ‌التحصیل گرایش پوشاک نیز می‌تواند در یک‎ ‎واحد صنعتی به یاری دانش و توانایی‌هایش، کالایی استاندارد و با کیفیت خوب تولید‎ ‎کند؛ کالایی که در بازار داخلی و حتی خارجی توان رقابت با مدل‌های مشابه را داشته‏‎ ‎باشد. به همین خاطر بسیاری از واحدهای صنعتی معروف تولید پوشاک ایران از ایجاد این‎ ‎گرایش استقبال کرده‌اند.از سوی دیگر، می‌تواند با یک سرمایه نسبتاً کم، یک واحد‎ ‎تولیدی کوچک دایر کند و برای خودش فعالیت نماید؛ کاری که با توجه به اینکه در‎ ‎ابتدای کار سرمایه نسبتاً کمی می‌خواهد، ارزش افزوده بسیاری دارد‏‎.‎
 
 
دروس اصلی و‎ ‎تخصصی گرایش پوشاک‎:
‎شیمی آلی، نقشه‌کشی صنعتی، ریاضیات مهندسی، انواع پارچه،‎ ‎مبانی مهندسی برق، فیزیک الیاف، تکنولوژی نساجی، تکنیک و تجزیه فنی بافت،‎ ‎مکاترونیک، تکمیل کالای نساجی، فرآیندهای رنگرزی و چاپ، کنترل کیفیت آماری، کنترل‎ ‎کیفیت پوشاک، کاربرد کامپیوتر در پوشاک، اصول حسابداری و هزینه‌یابی، کنترل رنگ در‎ ‎پوشاک، صنعت پوشاک در جهان، مکانیک ساختمانی نخ و پارچه، اصول طراحی پوشاک، کارگاه‎ ‎اصول طراحی پوشاک، اصول برش و دوخت، مدیریت تولید پوشاک، طرح و محاسبه کارخانه‎ ‎پوشاک، تکنولوژی دوزندگی، ایجاد مشاغل کوچک، دینامیک پارچه / ماشین، منسوجات‎ ‎بی‌بافت، تاریخ لباس در ایران، قوانین کار و روابط صنعتی( بسیاری از درس‎های این‎ ‎رشته همراه با آزمایشگاه یا کارگاه است) ‎
 
منبع خبری:مجله صنعت کهن
+ نوشته شده در ۲۲ دی ۱۳۹۰ساعت ۲۲:۳۴ توسط هادی رمضانی دسته : نظر(0)

شیمی نساجی

تاریخچه

از آغاز پیدایش انسان ، همواره چگونگی پوشش و نجات او از سرما مطرح بوده است. مصریها نزدیک به 5500 سال پیش هنر ریسندگی و بافندگی پنبه را آموختند و چینیها با پرورش کرم ابریشم در حدود 3600 سال پیش مشکلات پوشش خود را حل کردند. در سده هفدهم دانشمند انگلیسی به نام رابرت هوک "Robert- Hooke" پیشنهاد کرد که می‌توان الیاف را با توجه به شیوه‌ای که کرم ابریشم عمل می‌کند تولید نمود.

پس از آن ، یک بافنده انگلیسی به نام لویزشواب Lois- Schwabe توانست الیاف بسیار ظریف شیشه را با عبور شیشه مذاب از منافذ بسیار ریز تهیه نماید. پس از چندی ، سایر دانشمندان موفق به استخراج سلولز چوب و در نتیجه تولید الیاف شدند در سده‌های هجده و نوزدهم، همراه با انقلاب صنعتی ، رسیدگی و بافندگی مبدل به تکنولوژِی تهیه پارچه از الیاف گوناگون طبیعی و مصنوعی شد.

رده بندی الیاف در صنعت نساجی

در صنعت نساجی الیاف به سه دسته تقسیم می‌شوند که عبارتند از:

  • الیاف طبیعی "Natural fibers" الیاف طبیعی شامل دو بخش الیاف نباتی و الیاف حیوانی می‌باشند.

الیاف نباتی مانند: پنبه، کتان، کنف، رامی و الیاف حیوانی مانند: پشم و ابریشم

  • الیاف کانی "Mineral fibres": الیاف کانی الیافی هستند که مواد اولیه آنها از کانیها بدست می‌آیند مانند الیاف شیشه‌ای و الیاف فلزی.
  • الیاف مصنوعی که شامل دو دسته می‌باشند: یکی الیافی که منشا طبیعی دارند ولی توسط انسان دوباره تهیه می شوند مانند ویسکوز ، استات و تری استات که هر یک ریشه سلولزی دارند. و دیگری الیاف سینتتیک یا مصنوعی که از مشتقات نفتی تولید می‌شوند مانند: نایلون ، داکرون ، ارلون یا بطور کلی پلی آمیدها ، پلی استرها ، پلی اورتانها ، پلی اکریلونیتریل ، پلی وینیل کلراید و ... .

مقدمات تکمیل کالای نساجی

تمام پارچه‌های نساجی پس از خروج از سالن بافندگی کم و بیش دارای مقادیری ناخالصی و عیوب می‌باشند. لذا لازم است به منظور آماده کردن پارچه برای عملیات تکمیل اصلی آنرا تحت عملیات مقدمات تکمیل قرار داد. مانند توزین و متراژ پارچه ، کنترل عیوب پارچه ، گره گیری ، رفوگری و گرفتن ناخالصیها بخصوص در مورد پارچه‌های پشمی که دارای ناخالصیهای سلولزی و خرده چوب و ... می‌باشد.

روشهای تکمیل کالای نساجی

عملیات و کارهای تکمیل در نساجی برای افزایش نرمی زیر دست ، درخشندگی و بطور کلی افزایش مرغوبیت پارچه می‌باشد. عملیات تکمیل بستگی به چند عامل مهم دارد که عبارتند از: نوع الیاف ، ویژگی فیزیکی الیاف ، ابلیت جذب مواد گوناگون شیمیایی ، حساسیت الیاف نسبت به مواد تکمیل. عملیات تکمیل در مجاورت رطوبت ، دما و فشار معمولا به سه روش انجام می‌گیرد:

  • روشهای مکانیکی: مانند تراش پارچه ، خار زدن ، اطو کردن ، پرس کردن و ... .
  • روشهای شیمیایی: مانند تکمیل رزین ، سفید کردن و مقاوم کردن پارچه در برابر آتش و غیره. در این روش معمولا در اثر فعل و انفعالات شیمیایی حاصل بین لیف و ماده شیمیایی مصرف شده عمل تکمیل بدست می‌آید و یا اینکه ماده شیمیایی مصرف شده در اثر رسوب کردن و یا اضافه شدن در روی پارچه ، باعث تغییر در خواص پارچه می‌شود، مانند آهار دادن پارچه پنبه‌ای با محلول مواد پلیمری.
  • روشهای مکانیکی- شیمیایی: در این حالت از روشهای مکانیکی و شیمیایی بطور توام بهره گرفته می شود، مانند بشور و بپوش کردن پارچه و یا تثبیت حرارتی پارچه.

انواع تکمیل

تکمیل موقت

در این نوع تکمیل ، کالا را به منظور خاصی تحت عملیات تکمیلی قرار می‌دهند بطوری که اثر تکمیلی آن در عملیات بعدی مثل شستشو و غیره از بین می رود، مانند آهار دادن پارچه‌های پنبه‌ای برای عملیات بافندگی و شستشوی آهار پس از خاتمه عملیات بافندگی.

تکمیل دائم

در این نوع ، اثر تکمیلی تا زمانی که پارچه حالت خود را از دست ندهد (مخصوصا در مقابل شستشو و پوشش) باقی خواهد ماند، مانند رسوب دادن رزینهای مصنوعی مثل استرها و اترهای سلولز در روی پارچه و یا کلرینه کردن کالای پشمی یا تکمیل با فرمالدئیدها.

تکمیل ثابت

در این نوع ، اثر تکمیل مادام العمر در روی کالا باقی می‌ماند و حتی بعد از اینکه پارچه حالت و ماهیت خود را به عنوان پارچه خارجی از دست بدهد، آثار تکمیل در آن باقی خواهد ماند. مانند پلیمریزه کردن بعضی از منومرهای اکریلیکی در روی زنجیرهای اصلی مولکولهای پارچه‌های سلولزی و یا پروتئینی

<>تصویر

شستشوی کالای نساجی

عمل شستشو ، اولین عمل تکمیل مرطوب می‌باشد و به منظور بر طرف کردن مواد خارجی مانند روغنهای ریسندگی ، واکسها و ناخالصیهای قابل حل در محلولهای شستشو انجام می‌گیرد. عملیات شستشو عبارتست از عمل کالا با پاک کننده‌های مناسب همراه با مواد قلیایی و یا در غیاب مواد قلیایی. در صورت استفاده از صابون برای عملیات شستشو ، احتیاج به آب نرم می‌باشد. ولی برای پاک کننده‌های مصنوعی چگونگی سختی آب اهمیت ندارد. همچنین برای اصلاح سفیدی پارچه و شفافیت رنگ الیاف آن عمل شستشو انجام می‌گیرد.

آهار زنی و آهار گیری

به منظور افزایش استحکام در برابر پارگی ، کاهش نیروی سایشی و خواباندن پرزهای سطحی الیاف نخهای تار را آهار می دهند. مواد آهاری ، ماکرومولکولهایی هستند که ممکن است بر اثر پیوند بین خود و یا با الیاف تشکیل پوششی به دو نخ دهند. آهار طبیعی عبارتند از: نشاسته‌ها و مشتقات آنها ، مشتقات سلولزی و (پروتئینها)). آهارهای مصنوعی عبارتند از: انواع پلی وینیل الکلها ، انواع پلی اکریلات و انواع کوپلیمراستایرین و مائیک اسید.

قبل از انجام عملیات تکمیل مرطوب لازم است آهار نخ تار پارچه با اندازه کافی بر طرف شود تا در مراحل شستشو ، سفیدگری و رنگرزی یا چاپ ، مزاحمت و نایکنواختی ایجاد نکند و در ضمن مقداری از مواد در تکمیل رنگ را به خود جذب نکند. روشهای آهارگیری عبارتند از: آهار گیری با اسید ، آهار گیری با روش تخمیر ، آهار گیری با اکسید کننده‌ها ، آهار گیری با آنزیمها.

مرسریزاسیون

یکی از عملیاتی که روی پنبه انجام می شود، عمل مرسریزه می‌باشد که شامل تماس پنبه (اعم از الیاف نخ یا پارچه) با محلول سود سوزآور و سپس شستشوی محصول در محلول رقیق اسید و سپس آب سرد به منظور خنثی کردن قلیایی و سرانجام خشک کردن محصول است. بر اثر مرسریزاسیون درخشندگی و جلای پنبه افزایش می‌یابد و ویژگیهای فیزیکی و شیمیایی آن تغییرات زیادی پیدا می‌کند. معمولا پارچه‌های مرغوب پنبه‌ای پیراهنی ، رومیزی ، ملحفه‌ای و همچنین نخهای قرقره مرسریزه می‌شوند.

سفیدگری

هدف از سفیدگری ، از بین بردن رنگدانه‌ها و ناخالصیهای دیگر و در نتیجه سفید جلوه دادن الیاف می‌باشد. البته سفیدگری پنبه بسیار مهم تراز سفیدگری پشم می‌باشد، چون درصد بالایی از پشم بصورت کالای رنگی به بازار عرضه می‌شود. ولی در مقابل ، مقدار زیادی از پارچه‌های پنبه‌ای بصورت سفید و یا پارچه‌های چاپ شده با زمینه سفید مورد استفاده قرار می‌گیرد. پارچه‌های ملحفه‌ای ، رومیزی و پیراهنی نمونه‌هایی از پارچه‌های پنبه‌ای هستند که احتیاج به سفیدگری دارد.

سفیدگری پنبه بیشتر با مواد اکسید کننده مثل کلریت سدیم و هیپوکلریت سدیم و آب اکسیژنه و مواد احیا کننده مانند هیدروسولفیت و سفیدگری پشم با اکسید کننده آب اکسیژنه همراه با آمونیاک یا سیلیکات قلیایی و مواد احیا کننده ، اکسید گوگرد و یا بی سولفیت سدیم و اسید سولفوریک و سفیدگری الیاف مصنوعی با اکسید کننده آب اکسیژنه ، کلریت سدیم و هیپوکلریت سدیم و احیا کننده ، هیدروسولفیت و در صورت لازم مواد سفید نوری به همراه سفید کننده قبلی انجام می‌گیرد.

تکمیل ضد آب و دور کننده آب

تکمیل ضد آب پارچه به دو صورت امکان پذیر می‌باشد.

  • پوشش کل سطح پارچه توسط مواد هیدروفوب (موادی که آب را به خود جذب نمی‌کنند) است، به نحوی که تمام منافذ پارچه مسدود گردد. این روش تکمیل ضد آب نام دارد. پارچه با کاربردهای خیمه و چادر ماشین با این روش تکمیل می‌گردد.
  • الیاف و یا نخ از مواد ضد آب پوشیده می‌شوند، به این ترتیب فضای بین نخها در پارچه کاملا باز می‌ماند و امکان انتقال هوا وجود دارد. این روش تکمیل دور کننده آب نام دارد و بیشتر پارچه‌های لباس مثل بارانی ، لباس ورزشی و کاربردهای مشابه با این روش تکمیل ضد آب می‌گردند. بعضی از مواد ضد آب و دور کننده آب عبارتند از: مواد هیدرولیز کننده نمکهای زیرکونیوم ، استره کردن سطح الیاف با اسیدهای چرب ، استفاده از رزینهای هیدروفوب مثل رزین کاربومید ، Permel ، Paraf fion و غیره ، ترکیبات آلی سیلیکونی و اسیدهای چرب کمپلکس گرم.


<>تصویر

تکمیل ضد آتش

یکی از روش های تکمیل ضد آتش کالای نساجی ، پوشش آن بوسیله نمکهای آمونیوم می‌باشد که در گرما تولید آمونیاک نموده و بدین ترتیب با محبوس کردن آتش در خود باعث خاموش شدن و عدم پیشرفت آن می‌گردد. مناسبترین نمکهای آمونیوم ، دی آمونیوم فسفات و کربنات آمونیوم می‌باشد. سایر تکمیل کننده‌های ضد آتش عبارتند از: اکسیدهای نامحلول قلع ، آنتیموان و تیتان ، استره کردن سطحی سلولز با اسید فسفریک و یا دی آمونیوم در حضور اوره هیدروکسی متیل فسفونیوم کلراید (THPC) و غیره.

تکمیل ضد باکتری و ضد قارچ

مواد تکمیل کننده ضد باکتری بعنوان محافظت کننده از عرق عمل کرده و از تاثیر باکتریها و یا قارچها بر آن جلوگیری می‌کنند لذا چنانچه لباسهای ورزشی و یا لباس زیر با این مواد تکمیل گردند، از تخمیر عرق بدن توسط باکتریهای موجود در هوا و در نتیجه تجزیه و بوی بد آن جلوگیری می‌کنند. برخی از این تکمیل کننده‌ها عبارتند از: ترکیبات آمونیوم چهارتایی ، Irgasan DP300 ، Dodigen 226 ، پیوند زدن سلولز با نمکهای مس و نقره توسط گروههای کربوکسیل اسید آکریلیک و یا اسید متاکلریلیک و غیره.

نرم کننده‌ها

نرم کننده‌ها مایه لطافت و نرمی زیر دست پارچه می‌شوند و در اثر بیشتر کارهای چاپ و رنگرزی و عملیات تکمیل مانند ضد آتش کردن و ضد چروک کردن پارچه زیردست، حالت خشک و شکننده‌ای پیدا می‌کند که آنها را بوسیله نرم کننده‌ها ، نرم و لطیف می‌نمایند.

متداولترین نرم کننده‌ها عبارتند از: استرهای اسیدفتالیک و بنزیل فتالاتها برای نرم کردن اغلب رزینها بویژه PVC ، تری ملیتانها برای نرم کردن رزینهای مصرفی در ساخت کابلهای سیم و برق و ساخت سایر عایقها ، هیدروکربنهای نفتی با وزن زیاد که دارای اتم N , S , O می‌باشند در ساخت لاستیکها بکار می‌روند، نرم کننده‌های مقاوم در برابر آتش سوزی مانند فسفاتهای آلی و پارفینهای کلردار ، نرم کننده‌های اپوکسی و پلی اورتان و غیره.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ۱۲ مهر ۱۳۸۹ساعت ۱۷:۲۳ توسط هادی رمضانی دسته : نظر(0)

مروری بر نارسایی‌های صنعت نساجی ایران

پایین بودن قیمت محصولات وارداتی در مقابل فرسودگی ماشین‌آلات نساجی داخلی و درنتیجه گران بودن تولیدات داخلی، تمایل مردم را به خرید محصولات خارجی افزایش داده است. از سوی دیگر اخذ عوارض نامتعارف، بالا بودن نرخ بهره بانکی، کمبود نقدینگی وقوانین دست و پاگیرصادرات نیز از جمله موانع تولید منسوجات در کشور محسوب می‌شود. پتو نیز به عنوان یكی از منسوجات تولیدی در كشور مدتی است كه تولید آن با ركود مواجه شده‌؛ به طوری كه این بحران تعطیلی ۲۰ واحد تولیدكننده پتو را به همراه داشته است و از بهمن ماه سال گذشته تاكنون برخی از تولیدكنندگان پتو تنها با ۲۰ تا ۳۰ درصد راندمان خود كار می‌كنند؛ ضمن این كه تعدادی از تولیدكنندگان پتو نیز اقدام به تغییر ساختار كرده و دیگر پتو تولید نمی‌كنند.
اگرچه طی سال‌های اخیر كیفیت پتوهای ایرانی روند رو به رشدی را طی می كرد، ولی به یك باره این صنعت دچار بحران‌های ناشی از واردات پتوهای خارجی شد، به طوری كه در حال حاضر از ۵۰۰ كارگاه و كارخانه پتوبافی كه تا دو سال پیش در كشور فعال بودند، تنها تعداد كمی از آنها با ظرفیت بسیار پایین مشغول به فعالیت هستند و مابقی نیز در آستانه تعطیلی قرار دارند. این در حالی است كه با تعطیلی این واحدها بیش از ۴۰ هزار شغل مستقیم از میان رفته و یك هزار و ۵۰۰ میلیارد تومان سرمایه ملی نیز به هدر خواهد رفت.
هم اكنون حدود ۹۵ كارخانه تولید پتو در كشور وجود دارد كه فقط ۱۰ واحد آنها پتوی سیلك (پتوی مخملی) و مطابق خواست مشتریان تولید می‌كنند و این درحالی است كه تقاضایی برای خرید پتوی مینك (نوع قدیمی پتو) در كشور وجود ندارد و پتوی "راشل" خریدار بیشتری دارد. قابل توجه است كه پتوی از نوع مینك فقط توسط برخی از كشورهای توسعه نیافته مانند زیمبابوه، تانزانیا، افغانستان، پاكستان و عراق خریداری می‌شود و البته تا ۱۰ سال دیگر مشتری برای این محصول نیز وجود نخواهد داشت. گرچه فرا رسیدن فصل سرما و بروز زلزله در پاكستان عاملی برای افزایش فروش پتو در كشور بود، ولی این مسئله راه حل كلی و همیشگی نیست و رفع مشكل این صنعت نیازمند نوسازی تجهیزات وبه روز كردن آنها به منظور تولید محصول مد روز و خواست مشتری است.
● واردات بی‌رویه
واردات محصولات نساجی به عنوان یك معضل همیشگی مهم‌ترین مانع پیش‌ روی محصولات داخلی بوده و هست و سردمدار محصولات وارداتی هم كشوری نیست جز چین و تا حدودی استرالیا؛ به‌ طوری كه سال گذشته بیش از یک میلیون تخته پتو چینی وارد کشور شده و تمام بازاررا قبضه کرده و همین امر موجب شده كه تولید یکی از بهترین واحدهای تولید کننده پتو با ۲۰۰۰ کارگر متوقف شود. عامل اصلی متوقف شدن فعالیت این کارخانه پتوبافی نبود انباربرای کالاهاست، زیرا هم اکنون تمام انبارهای موجود از پتوهای چینی وارداتی انباشته شده مورد استفاده مناسب نیستند و از کیفیت بسیارنازلی هم برخوردارند. ادامه این روند در كنار افزایش ۳۵ درصدی قیمت مواد اولیه موجب ایجاد بحران در صنعت نساجی و واحدهای پتوبافی زیر مجموعه این صنعت و عدم توانایی آنها در رقابت با محصولات مشابه خارجی شده است كه ادامه وضع فوق موجب هدررفتن ۱۵۰۰ میلیارد تومان سرمایه ملی خواهد شد. هم‌اكنون آمار دقیقی از میزان مصرف و تولید این محصول در كشور وجود ندارد كه این مساله یكی از بزرگترین مشكلات موجود در صنعت پتو است.
● بالابودن قیمت مواد اولیه و محصولات داخلی
قیمت كف واردات هر كیلو پتو به كشور هفت دلار است، در حالی كه واردكنندگان، آن را با قیمت اظهار نامه‌ای ۲ دلار وارد می‌كنند و این به ضرر تولیدكنندگان داخلی است. پرداخت عوارض سه درصدی توسط تولیدكنندگان پتو از محل قانون تجمیع عوارض نیز از دیگر مشكلات موجود در صنعت پتو كشور است. براساس قانون، این عوارض باید از مصرف كننده دریافت شود، در حالی كه پتو تولید داخل، یا خریداری ندارد و یا این كه به قیمت پایین به واسطه‌ها فروخته می‌شود. قیمت مواد اولیه تولید پتو پیش از افزایش قیمت نفت حدود هفت تا هشت هزار تومان بود كه این رقم با افزایش ناگهانی قیمت نفت، بالا رفته و هم‌اكنون به ۱۰ تا ۱۲ هزار تومان رسیده است.
به گفته كارشناسان، در حال حاضر قیمت محصولات نساجی ایران ۳۰ تا ۳۵ درصد بالاتر از محصولات پاكستان، تركیه و بنگلادش است و این مسئله تمایل مردم را به خرید تولیدات داخل كاهش داده است.
از سوی دیگر، مشكلات موجود در صنعت كشور از جمله بالابودن نرخ بهره بانكی و همچنین بالابودن قیمت مواد اولیه باعث شده كه قیمت تمام شده هر پتو در كشور هزار تومان بالاتر ازقیمت فروش آن باشد. هم اكنون قیمت مواد اولیه حدود ۳۵ درصد افزایش یافته و همین امرموجب می‌شود كه قیمت تمام شده هر پتو در كشور هزار تومان بالاتر از قیمت فروش آن باشد. در حال حاضر محصولات اكثر واحدهای پتوبافی ایران از نوع مینك است و تغییر نوع تولیدات این كارخانه‌ها و حركت به سمت تولید پتوی سیلك نیازمند تغییر اساسی در تجهیزات و ماشین‌آلات آنهاست كه این كار به سرمایه‌ گذاری بالایی نیازمند است؛ به طوری كه این رقم برای هر كارخانه پتوبافی بین دو تا سه میلیارد تومان است. در این زمینه امكان دریافت وام ارزی از سوی تولید‌كنندگان محصولات جدید برای استفاده از ماشین آلات پیشرفته نیز كم‌رنگ می‌شود، زیرا وقتی محصولات چینی بدون پرداخت عوارض و مالیات در كشور فروخته می شوند، سرمایه گذاران، امیدی به دریافت وام ارزی ندارند؛ آن هم وامی كه باید به نرخ روز ارز بازپرداخت شود. هم اكنون آمریكا و اروپا (طراحان سازمان تجارت جهانی) علاوه بر اعمال مالیات ۴۰۰ درصدی، هر روز موانعی جدی بر سر راه ورود محصولات چینی به كشورشان قرار می‌دهند، اما كشور ما هنوز مرزهایش بر روی محصولات ارزان قیمت و بی كیفیت چینی باز است.
در حال حاضر حدود ۷۰ درصد از پتوی تولید داخل از نوع مینك است كه با مشكل فروش مواجه است و معمولا در انبارها انباشته می‌شوند، ولی تولیدكنندگان به دلیل سرمایه‌گذاری كه در كارخانه‌های خود انجام داده‌اند، امكان توقف تولید را ندارند. از سوی دیگر در شرایط فعلی، نیاز كشور به پتو سالانه حدود ۷۰ میلیون تخته و این در حالی است كه تولید پتو در كشور دو برابر میزان مصرف آن است، ولی به دلیل ركود موجود در بازار، كارخانه‌های تولیدكننده پتو در حال تعطیل شدن هستند.
● افزایش تعرفه
همزمان با بحرانی شدن صنعت نساجی كشور، دولت در اقدامی تعرفه ۶۵ درصدی برای واردات پتو در نظر گرفت و در حالی این اقدام دولت می‌توانست كمكی برای تولیدكنندگان داخلی این محصول باشد، ولی با سهل انگاری گمرك بی اثر مانده است، زیرا پتوهای ۱۴ دلاری در گمرك با قیمت ۵/۷ دلاری اظهار می شوند كه در چنین شرایطی اعمال ۶۵ درصد تعرفه ورودی عملا فقط ۴ هزار تومان بر روی قیمت هر پتو اثر می‌گذارد كه این رقم بسیار ناچیز است. در این باره می‌توان گفت فقط در صورتی كه قیمت پتوهای وارداتی درست اظهار شوند، این تعرفه تا حدی می تواند كارساز باشد.
●ستاد بحران و سكوت وزارت صنایع
تغییر نوع تولیدات كارخانه‌ها و حركت به سمت تولید پتوی سیلك، نیازمند تغییر اساسی درتجهیزات و ماشین‌آلات آنهاست و این كار سرمایه‌ گذاری بالایی ( برای هر كارخانه پتوبافی بین دو تا سه میلیارد تومان) را نیاز دارد كه حمایت دولت در این زمینه می‌تواند كارساز باشد. اگرچه تمامی مسئولان و برنامه ریزان كشور بر اهمیت صنعت منسوجات تاكید می كنند، اما در آستانه سال جدید، ۹۰ درصد كارخانه های پتوبافی مورد بی توجهی قرار گرفته است.
سکوت وزارت صنایع و معادن چه در دوره جهانگیری (وزیر سابق) و چه در دوره وزیر فعلی در مورد بحران صنعت پتو تا حدودی جای تعجب دارد. به رغم شعارهای حمایت از تولید در دولت جدید تاکنون وزارت صنایع و معادن به کمک واحدهای تعطیل شده یا درشرف تعطیل شدن نشتافته است؛ به طوری كه اغلب کارخانه‌ها در حال حاضر مشغول فروش محصولات خود زیر قیمت تمام شده برای آغاز شغلی دیگر هستند.
●تولید پتوی نامرغوب در كارگاههای كوچك
این موضوع از دیگر مشكلات موجود در صنعت پتوی كشور محسوب می‌شود. در حال حاضر حدود ۳۰ تا ۴۰ درصد پتو موجود در بازار توسط این كارگاه‌ها و بدون پرداخت مالیات و عوارض و با قیمت تمام شده پایین‌تر از كارخانه‌ها تولید می‌شوند. این محصولات علاوه بر این كه از نظر كیفیت در حد پایینی قرار دارند، مانعی برای فروش رفتن پتوهای تولید كارخانه‌ها نیز محسوب می‌شوند. از سوی دیگر تولید پتو در كارگاه‌های كوچك عاملی برای تشدید بحران صنعت پتو در كشور نیز هست؛ به طوری كه حدود ۳۰ تا ۴۰ درصد پتو موجود در بازار توسط این كارگاه‌ها و بدون پرداخت مالیات و عوارض و با قیمت تمام شده پایین‌تر از كارخانه‌ها تولید می‌شوند كه از نظر كیفیت در حد پایینی قرار دارند.
●تاخیر در پرداخت جوایز صادراتی
تاخیر در پرداخت جوایز صادراتی نیز از جمله موارد موثر در ركود تولید در صنایع مختلف بویژه صنعت پتو محسوب می‌شود. جوایز صادراتی در كشورهای رقیب ایران از جمله پاكستان و تركیه به‌موقع پرداخت می‌شود، ولی این مسئله در كشور ما با تاخیر مواجه است و تاكنون محاسبات سال ۸۱ و ۸۲ در این مورد تمام نشده و تولیدكننده داخلی هنوز نمی‌داند كه در سال‌جاری جوایز صادراتی منظور می‌شود یا خیر. ضمن این كه نبود تضمین سرمایه‌گذاری و نبود آمار واطلاعات كافی جهت تدوین استراتژی صنعت نساجی نیزاز دیگرعوامل تاثیرگذار درعقب ماندن صنعت نساجی محسوب می‌شود.
از آنچه كه گفته شد می‌توان به این نتیجه رسید كه دریافت عوارض نامتعارف، فرسودگی ماشین آلات، بالابودن نرخ بهره بانكی، كمبود نقدینگی و قوانین دست و پاگیر صادرات و ... از مهم‌ترین عوامل ایجاد بحران در واحدهای پتوبافی است. از طرف دیگر نرخ بهره بانكی جرایم دیركرد و عدم فروش كالای تولیدشده جمعا ۴۲ درصد قیمت كالا را تشكیل می دهند كه خود رقم بالایی است. در واقع با این روند فعالیت تولیدی به ویژه در صنعت نساجی هیچ سودی برای سرمایه گذاران نخواهد داشت. چنانچه هم اكنون اكثر واحدهای پتوبافی مشغول فروش محصولات موجود در انبار خود با قیمتی بسیار پایین تر از قیمت تمام شده هستند. در این میان فقط تعداد اندكی از واحدها با كمتر از۲۵ درصد ظرفیت خود فعالیت می كنند و با روند فعلی ۵۰۰ واحد پتوبافی در آستانه تعطیل شدن كامل قرار گرفته اند. هرچند كه وزارت صنایع برای بهبود این وضعیت اقداماتی از قبیل كاهش سود تسهیلات در برداشت از حساب ذخیره ارزی، انتشار فراخوان و ... را انجام داده است، ولی به نظر می‌رسد محقق شدن این‌ها زمان‌بر باشد. بهبود وضعیت صنعت نساجی به اقدامی عملیاتی و زودبازده نیاز دارد، زیرا در غیر این صورت سریال نساجی به درازا خواهد كشید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ۶ مهر ۱۳۸۹ساعت ۰۱:۴۱ توسط هادی رمضانی دسته : نظر(0)

پارچه بافی

این مقاله شامل این بخشهاست : 1) پیشینه 2) دستگاههای بافندگی و روشهای بافت  کتان * ، کنف * ، پنبه * ، ابریشم * از جمله الیافی بودند که برای بافتن پارچه از آنها استفاده می شد. آشوریها در سدة هفتم قبل از میلاد در شمال بین النهرین به تولید ابریشم می پرداختند. هخامنشیها نیز با فراگیری روش تهیة آن از آشوریها، ابریشم را به یونان صادر می کردند. کشف قطعات منسوج ابریشم با منشأ چینی و ابریشم با منشأ پیله های کرم ابریشم وحشی متعلق به سدة پنجم قبل از میلاد در گورهای یونان و شبه جزیرة کریمه ، این مسئله را تأیید می کند. آریستوفان در 411 قبل از میلاد از تن پوشهای بغایت نازک و شفاف به نام لباس مادی یاد می کند (ریاضی ، 1374 ش ، ص 50؛ وولف ، ص 160).

از سدة سوم تا اوایل سدة هفتم میلادی ، بافندگی ایران دارای اعتبار و منسوجات ابریشمی آن به دلیل داشتن نقشهای پرشکوه و رنگهای شفاف ممتاز بود. کشف قطعات متعدد پارچه های ابریشمی و پشمی ایران در ترکستان چین ، ژاپن ، قفقاز، فرانسه ، سوریه ، مصر و ایتالیا این مدعا را ثابت می کند (گیرشمن ، ج 2، ص 229ـ 238). نخستین مدرک متقن از منسوجات نقش دار در نقش برجستة خسرو دوم (حک : 591 ـ 628 میلادی ) در طاق بستان برجای مانده که قدمت آن بیشتر از زمان خود کنده کاریها است (مک داوِل ، ص 153).

نگاره های آمیخته با تصاویر شکارگران و جنگاوران ، تکی یا جفتی ، مورد پسند فرمانروایان صدر اسلام و اروپای قرون وسطا قرار گرفت و میراث ساسانی که عمدتاً مبتنی بر مضمون و مقام پادشاهی و شمایلگری وابسته به آن بود، سراسر جهان اسلام و اروپای مسیحی و چین و ژاپن را فراگرفت و تا پنج قرن پس از انقراض آن سلسله باقی بود (همان ، ص 154).

2) دستگاههای بافندگی و روشهای بافـت . دوک نخ ریسی اولین وسیلة پارچه بافی است که الیاف را به نخ تبدیل می کند. تکامل این وسیله نقش مهمی در پیشرفت فن نساجی داشته و مقدمة پیدایش چرخ نخ ریسی است . یافته های باستان شناسی نشان دهندة استفادة دوک از دورة نوسنگی است . در بسیاری از محوطه های باستانی عصر نوسنگی ایران دوکهای متعددی یافت شده اند. مهری از محوطة چغامیشِ خوزستان متعلق به 3300 ق م زنی را در حال نخ ریسی نشان می دهد (باربر، ص 57).

دستگاه بافندگی وسیلة بعدی است که تاریخ ابداع آن به اوایل هزارة چهارم قبل از میلاد می رسد. بر روی مهری که از شوش به دست آمده است ، دو نفر در کنار دستگاه بافندگی نقش شده اند که نشان دهندة وجود این حرفه در آغاز عصر شهرنشینی است (همان ، ص 83). این دستگاه یکی از دست آوردهای تاریخ تمدن است که تمدنهای ایران ، چین ، سوریه و مصر در تکامل آن سهم بسزایی داشته اند. کار دستگاه بافندگی درهم تنیدن تار با پود است . دستگاه بافندگی تارها را به حالت کشیده نگاه می دارد تا پودها را بدان ببافند. نخستین بافتة یافته شده از تپة یحیی در کرمان ، متعلق به هزارة پنجم قبل از میلاد و از نخهایی است که از الیاف حیوانی به دست آمده اند (همان ، ص 132).

ایجاد طرح و نقش بر روی پارچه نیاز به ابزار و مهارتهای فنی داشت . به احتمال زیاد، بافت پارچه های طرح دار به شکل طرح دوپودی در جنوب و غرب ایران در حدود دوهزار سال قبل از میلاد رایج شده بود. در این روش دو پود باهم و در یک سازمان به کار می رفتند، یکی برای بافت ساده و دیگری برای جایی که لازم بود طرح بر روی پارچه آورده شود. این روش شکل ساده ای از پارچة مرکب است (وولف ، ص 155). کمی بعد از ایران ، در چین نوعی بافت رایج شد که اصطلاحاً به آن تار طرح مرکب می گویند. در این روش دوتار با رنگهای متضاد به کار می رفت و قسمتی از هر تار طبق طرح روی پارچه آورده می شد و بدون آنکه تارها درهم با هم بافته شوند پود از بین دو تار عبور می کرد، و بافت پود دیگر مانند بافت ساده بود که در یک زمان با هر دو تار درهم می شد (همانجا). در آغاز عصر مسیحیت روش دیگری در بافت تار طرح مرکب در چین ابداع شد. این روش با روش قبلی اندکی تفاوت داشت ، بدین صورت که تار نگهدارنده در پود، جناغی بافته می شد و تار طرح روی آن آزاد بود. در این نوع بافت ، پارچه در قسمت تارهای آزاد و شناور اطلس نما می شد و بقیة پارچه زمینة جناغی متضاد پیدا می کرد (همان ، ص 156).

این دو شیوة بافت با روشهای چینی از دورة اشکانی در شرق ایران رواج داشت و بتدریج به سوی غرب گسترش یافت . بافندگان ایرانی روش دو تار را به کار بردند، ولی چون به طرح بافت پودی عادت داشتند، روش چینیها را معکوس کردند و پارچه ای ترکیبی بافتند که طبق طرح یکی از پودها روی پارچه قرار می گرفت . این روش ترکیبی از اوایل دورة ساسانی در ایران رواج یافت و سپس به روم شرقی ، سیسیل ، ایتالیا و شمال اروپا راه یافت وبه نام پارچه های مرکب شهرت پیدا کرد (همانجا).

در دورة ساسانی روش دیگری در پارچه بافی رواج یافت که از دورة سلسلة هان (220 ق م ـ 220 میلادی ) در چین رایج بود. این روش در سدة دوم میلادی در آسیای مرکزی و در سدة سوم میلادی در شام رونق داشت و در این منطقه به نوعی بافت جناغی مبدل گردید، سپس از شام به ایران و از ایران به چین رفت . این بافت از دورة ساسانی تاکنون در ایران رایج بوده است (همانجا).

بافت پارچه های طرح دار با نقوش هندسی و گیاهی نیازمند دستگاههای بافندگی کارآمد است . کمبود منابع تصویری و نوشتاری امکان قضاوت دربارة کم وکیف دستگاههای بافندگی دورة اشکانی و ساسانی را دشوار می سازد. با اینهمه ، وجود پارچه هایی با طرحهای گیاهی ، جانوری و هندسی که از دورة ساسانی خاصه از پایان این دوره باقی مانده است ، وجود دستگاههای بافندگی تکامل یافته تری را نسبت به چین تأیید می کند ( رجوع کنید به پیگولوسکایا، ص 319ـ340).

در دورة اسلامی نیز دوک نخ ، چرخ نخ ریسی و دستگاه بافندگی مهمترین ابزارهای بافت بودند. مسکویه (320ـ421؛ ج 2، ص 230) احتمالاً به چرخ نخ ریسی در یکی از شهرهای عصر آل بویه اشاره دارد، که نشان دهندة کارآیی بالای این دستگاه است . این دستگاه در دورة اسلامی نیز با پیشرفتهای فنی همراه بود، از جمله تکامل رکابهای مخصوص بالا و پایین بردن متناوب تارها با حرکت پا، که تواناییهای بافنده را به مقدار زیاد افزایش می داد. در این دوره دستگاههای رکاب دار رواج یافت (حسن و هیل ، ص 246ـ247).

کیفیت نقش پارچه ها کمک ارزنده ای به شناخت دستگاههای بافندگی دورة اسلامی می کند. با دستگاه دو رکاب و دو تارکش می توان پارچه های ساده و راه راه و یا به عبارتی نقشهای هندسی بافت ، اما طرحهای تزیینی و بافت پارچه هایی با نقشهای جانوری و گیاهی و صحنه های شکار و غیره با دستگاههایی با رکابهای بیشتر امکان پذیر است . بافت چنین پارچه هایی نیاز به دستگاهی به نام «چله کش » دارد. مسلمانان این گونه دستگاههای نقش بندی را تکمیل کردند و در کارگاههای طرازبافی به کار گرفتند. مشخصات فنی و کیفی پارچه ها همواره موردتوجه محتسبان بود (همان ، ص 251). پارچه ها بعد از اتمام بافت ، پرداخت و سپس به معرض فروش گذاشته می شدند. پارچه های پشمی را زیرفشار قرار می دادند تا پر و ضخیم شوند و بعد پارچه را می شستند. پارچه های کتانی را می کوبیدند تا سطح آن بهبود یابد. پس از کوبیدن و شستن ، پارچه را در هوای آزاد می گستردند تا خشک شود. کار رنگبری پارچه های پشمی و کتانی را قصّار (شوینده ) انجام می داد. سرانجام پارچه ها را اطو و صاف می کردند (همان ، ص 252). در تولید انواع پارچه بیش از صد صنف فعالیت می کرد و حرفه های دیگری چون رنگبر، کوبنده ، رنگرز، نخ ریس نیز در کار تولید پارچه شرکت داشتند (همانجا).


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ۶ مهر ۱۳۸۹ساعت ۰۱:۴۱ توسط هادی رمضانی دسته : نظر(0)

گزینه های افزایش ارزش پول

گزينه براي تقويت ارزش ريال‌

با قطعي شدن تغيير و تحولات در پول ملي ، بانك مركزي 3 سناريوي قطعي را در اين باره در نظر گرفته و در دست پيگيري دارد. به گزارش خبرنگار ‌جام‌جم، برخلاف آنچه طي روزهاي اخير در محافل خبري و رسانه‌ها مطرح شده است، سناريوي موجود براي ايجاد اصلاح در پول ملي حذف 3 صفر و يا انتشار اسكناس درشت نيست بلكه حذف 3 صفر يك قسمت از سناريوست نه همه آن و انتشار اسكناس جديد ظاهرا جايي در اين برنامه ندارد. براساس اين گزارش، بانك مركزي 3 سناريو براي ايجاد اصلاح در پول ملي را در دست بررسي دارد؛ يك سناريو حذف 3 صفر از جلوي ريال،‌ سناريوي دوم حذف 4 صفر از جلوي ريال و سناريوي سوم بازگشت به قانون پولي موجود درباره برابري ارزش ريال با يك‌صدم گرم طلاست.بانك مركزي هم‌اكنون مطالعات خود را براي ارزيابي معايب و محاسن هر كدام از اين سناريوها آغاز كرده و بعيد است نتيجه اين مطالعات تا يك سال‌ آينده مشخص شود.
سناريوي اول‌
نخستين سناريوي بانك مركزي براي اصلاح پول ملي حذف 3 صفر از جلوي ريال است. براين اساس، اسكنانس‌هاي جديد يا حذف 3 صفر از جلوي آن منتشر مي‌شود؛ مثلا يكهزار ريالي به يك ريالي يا 10 هزار ريالي به 10 ريالي تبديل خواهد شد. بانك مركزي سهولت در انجام حسابداري ملي و بويژه بانك‌ها و همچنين آسان بودن فهم اين تغييرات براي مردم را از جمله محاسن اين تيم برشمرده است.با اين حال ايجاد اين تغييرات به قانون نياز دارد و بايد دولت لايحه قانوني را تهيه و به مجلس بدهد كه روشن است اين قيد زمان زيادي را خواهد برد. همچنين هزينه هنگفتي كه تعويض اسكناس‌ها به بيت‌المال تحميل خواهد كرد و چاپ پول‌هاي جديد ديگر امتياز منفي آن است.اگر اين سيستم اجرايي شود، هر 10 واحد پول مساوي يك دلار آمريكا خواهد شد. همچنين اين اقدام، سكه را كه هم‌اكنون در مبادلات پولي ايران تقريبا فراموش شده است، احيا خواهد كرد، به طوري كه پول خرد تا يك دهم واحد پول اصلي كفايت مي‌كند.
سناريوي دوم‌
خبرنگار ما مي‌نويسد: سناريوي دوم بانك مركزي حذف 4 صفر از جلوي پول ملي است كه مثلا 10 هزار ريال به يك ريال تبديل خواهد شد. در صورت اجراي اين سيستم، هر يك ريال ايران با يك دلار آمريكا از نظر ارزش برابري كرده و واحد پول ايران شبيه به لير تركيه خواهد شد كه هر لير برابر با يك دلار است.اين اقدام ارزش پول را بسيار افزايش خواهد داد و تغييرات در آن معني‌دارتر خواهد بود. با اين حال اجراي اين سيستم يك اشكال بزرگ دارد و آن لزوم اضافه كردن يك زيربخش يك صدم به واحد پول ملي است. به اين معني كه هم‌اكنون در زيربخش ريال فقط قران براي يك دهم ارزش وجود دارد و زيربخش قران كه يك صدم است، سال‌هاست كه از چرخه پولي حذف شده است لذا بايد جايگزيني براي آن يافت. با اين حال بانك مركزي معتقد است اجراي اين سيستم نيز نياز به مصوبه مجلس دارد، به خاطر اضافه كردن يك صدم پول در سيستم حسابداري ملي و بانك‌ها اشكال ايجاد مي‌كند و مشكلات فرهنگي و تدريجي بويژه هنگام انتخاب و جاافتادن نام جديد براي واحد زيربخش پول به وجود مي‌آورد كه در مجموع معايب اين سيستم را تشكيل مي‌دهند.
گزينه سوم‌
اما سومين گزينه بانك مركزي براي اصلاح واحدپولي، بازگشت به قانون فعلي پولي براي تعيين ارزش ريال است. براساس اين قانون هر ريال بايد معادل 01/0(يك صدم)‌ گرم طلا ارزش داشته باشد كه با محاسبات امروزي، هر ريال معادل 250 تومان خواهد بود. درواقع ارزش ريال جديد كسري از پول‌هاي موجود خواهد بود.با اين حال بررسي‌هاي اوليه نشان داده است كه اين شيوه در محاسبات ارزش پول از مردم گرفته تا بانك‌ها و نظام حسابداري كشور مشكل ايجاد مي‌كند؛ چراكه تبديل مثلا 80 تومان پول جديد به پول قديم بسيار مشكل است و نياز به محاسبات ريز دارد.بعلاوه نياز به تشكيل واحدهاي كوچك‌تر پول در حد يك‌صدم نيز وجود دارد كه فرهنگ‌سازي و جا انداختن آن بسيار مشكل و هزينه‌بر است. با اين حال بانك مركزي براي استفاده از اين گزينه، محاسني چون اتصال مستقيم ارزش پول ملي به طلا و نداشتن نياز به قانون مجلس و لذا تسريع در انجام كار را ذكر كرده است.
نام‌هاي جديد
اطلاعات دريافتي خبرنگار ما نشان مي‌دهد، بانك مركزي همزمان با انجام مطالعات مربوط به سناريوهاي اصلاح پول ملي هم براي انتخاب نام جديد واحد پول ملي يا جابه‌جايي در ارزش و رتبه نام‌هاي جديد در حال بررسي است.به عنوان مثال، يكي از نام‌هاي مطرح دارك است. دارك ظاهرا نام واحد پول دوره هخامنشي و نامي كاملا ايراني است كه از ريشه دارايي مي‌آيد.از سوي ديگر يك مطالعه آن است كه اصطلاح تومان جايگزين ريال شود، چرا كه در واقع هم اكنون اين اتفاق افتاده است. در اين ميان ظاهرا قرار است فراخواني از كارشناسان صورت گيرد.

لیست مشاغلی كه در اینجا ملاحظه می كنید مربوط به جامعه ی امروز امریكا است اما واقعیت اینست كه اینگونه شغل ها در كشورهای دیگر هم رایج است و می توان اینگونه گفت كه صاحبكاران را محتاج شما می كنند، و نه بر عكس ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ۲ خرداد ۱۳۸۹ساعت ۲۰:۴۱ توسط هادی رمضانی دسته : نظر(0)